{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخیالم بوسه می گیرم ز لبهایی ک نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست
تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست
دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم
با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست
پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو
پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی ک نیست
همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی
درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست
منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد
تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست
مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست.
دیدگاه ها (۱۳)

تو خودت ماهی و هر بار که کامل شده ایاز پس پرده به بیرون متما...

تو ای بی همزبانم دل،کجا دلدار می جوییکجا گمگشته یارت را در ا...

بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق ب...

ای عشق ببین باز هم از درد نوشتماز زردی و از فاصله ی سرد نوشت...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

رمان غریبه کوچولو

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط