{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانم گاهی

میدانم گاهی
تلخ‌ام؛
کسلم؛
بیشتر از معمولِ زندگیِ یک نواختم؛
بد اخلاق و عنُق هستم ؛
میدانم روزهایی ست مثلِ پیچکِ یاسِ
روی دیوارِ خانه های قدیمی ؛
در خودم میپیچم ؛
و هرچقدر در را بکوبند؛
هیچکسی را در خانه‌ی کوچک‌ام راه نمیدهم.
اما حتّی آن زمانی که خودم را دوست ندارم
تو را بسیار دوست دارم... ♥
بسیار...🌱
دیدگاه ها (۰)

فلتقع بالحب مع شخصا يرى أن حزنك هو أكبر مصائبهدلبسته‌ی کسی ش...

مردها شاعر های خوبی هستند درد را در زیباترین شکل اش شعر میک...

ای سطر  سر به زیرآویخته بر تلألو ماهقد کشیدن تو  بر ناخودآگا...

رفتن های هستبی امدبی رفتاین روزها با هم با احتیاط رفت و امد ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لبخند پریسا که نبض حیات من بود محو شد چشمانش نمیخندید جدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط