دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
آرام تونست نگاه های سنگین تمامی افراد عمارت رو حس کنه و لرزه به بدنش وارد شد بل بدون هیچ اهمیتی اومد داخل و با لبخند بزرگش اومد و گفت: سلام سلام به همگی....عضو جدید آوردم ، نیک اختر.
آرام رفت عقب که میخواست بره تیمارستان که یهو صدایی یکی رو شنید
؟؟؟ : اراااااااااامممممممممممم ای پوفیوز بیا اینجا دلم برات تنگ شده بوددددددددد
آرام برگشت و درست فکر کرد آرورا بود ، یهو آرورا پرید بغل ارام و سر ارام کامل بالا اومد و همه چشمش رو دیدن ، خیلی ها ترسیدن ، خیلی ها شوکه شدن ، خیلی ها حیرت زده شدن ولی خیلی ها براشون یک چیز ترسناک و عجیب و فراطبیعی بود .
آرام آرورا رو بغل کرد و گفت : پس....اینجا بودی
بل : ماشاالله بلخره ی حرفی زدی! حداقل ی سلام به منم میکردی گلم
آرام یهو دوباره ساکت شد و احساس تحقیر بهش دست داد ولی یهو گفت : من زود اعتماد نمیکنم و تو هم از منی که ی جن بدنم رو تسخیر کرده انتظار نداشته باش که میتونی ازم کلی انتظار داشته باشی
همه جا سکوت شد حتی بل که همیشه برای همه چیز جواب داره ، اینبار دیگه نتونست حرف بزنه
بل : تو....چی هستی؟
ارورا با ذوق : بزار بگم بل عزیز ! ایشون آرام هستن ی جن گیر حرفه ای و دوست جون جونی من هستن و سطح هوش بالایی داره !!!
بل با ی لحن حسود به آرام : تو مگه سطح هوشت چقدره؟ توی بانتن هوش خیلی مهمه
آرورا یهو گفت : عزیزم ایشون حتی تست هایی رو داده که حتی بانتن هم نمیشناسه !!!
بل : که....ا..اینطور
بل یهو ی سوال ریاضی سطح بالا پرسید و آرام تا قبل از اینکه بل کامل سوال رو بپرسه جواب کامل رو داد
بل کپ کرد و ساکت شد و بعد از چند دقیقه گفت : تو....خواهرم نیستی...با آرورا توی ی اتاق باش....من همون داداش های خودم رو ترجیح میدم .
آرام یهو ناخودآگاه : باشه به دَرَک
بل شاخ درآورد
ارورا خندش گرفت و آرورا رو برد به سمت اتاقش و گفت: خب خب آرام خانم چند وقت ندیدمت روانی شدم ، چخبرا؟
ارام یهو به آرورا ی عروسک ترسناک داد و گفت : عمارت جن داره....این رو داشته باش
آرورا با تردید عروسک رو برداشت و گفت : باشه ارام مرسی گلم
ارام :خواهش
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
آرام تونست نگاه های سنگین تمامی افراد عمارت رو حس کنه و لرزه به بدنش وارد شد بل بدون هیچ اهمیتی اومد داخل و با لبخند بزرگش اومد و گفت: سلام سلام به همگی....عضو جدید آوردم ، نیک اختر.
آرام رفت عقب که میخواست بره تیمارستان که یهو صدایی یکی رو شنید
؟؟؟ : اراااااااااامممممممممممم ای پوفیوز بیا اینجا دلم برات تنگ شده بوددددددددد
آرام برگشت و درست فکر کرد آرورا بود ، یهو آرورا پرید بغل ارام و سر ارام کامل بالا اومد و همه چشمش رو دیدن ، خیلی ها ترسیدن ، خیلی ها شوکه شدن ، خیلی ها حیرت زده شدن ولی خیلی ها براشون یک چیز ترسناک و عجیب و فراطبیعی بود .
آرام آرورا رو بغل کرد و گفت : پس....اینجا بودی
بل : ماشاالله بلخره ی حرفی زدی! حداقل ی سلام به منم میکردی گلم
آرام یهو دوباره ساکت شد و احساس تحقیر بهش دست داد ولی یهو گفت : من زود اعتماد نمیکنم و تو هم از منی که ی جن بدنم رو تسخیر کرده انتظار نداشته باش که میتونی ازم کلی انتظار داشته باشی
همه جا سکوت شد حتی بل که همیشه برای همه چیز جواب داره ، اینبار دیگه نتونست حرف بزنه
بل : تو....چی هستی؟
ارورا با ذوق : بزار بگم بل عزیز ! ایشون آرام هستن ی جن گیر حرفه ای و دوست جون جونی من هستن و سطح هوش بالایی داره !!!
بل با ی لحن حسود به آرام : تو مگه سطح هوشت چقدره؟ توی بانتن هوش خیلی مهمه
آرورا یهو گفت : عزیزم ایشون حتی تست هایی رو داده که حتی بانتن هم نمیشناسه !!!
بل : که....ا..اینطور
بل یهو ی سوال ریاضی سطح بالا پرسید و آرام تا قبل از اینکه بل کامل سوال رو بپرسه جواب کامل رو داد
بل کپ کرد و ساکت شد و بعد از چند دقیقه گفت : تو....خواهرم نیستی...با آرورا توی ی اتاق باش....من همون داداش های خودم رو ترجیح میدم .
آرام یهو ناخودآگاه : باشه به دَرَک
بل شاخ درآورد
ارورا خندش گرفت و آرورا رو برد به سمت اتاقش و گفت: خب خب آرام خانم چند وقت ندیدمت روانی شدم ، چخبرا؟
ارام یهو به آرورا ی عروسک ترسناک داد و گفت : عمارت جن داره....این رو داشته باش
آرورا با تردید عروسک رو برداشت و گفت : باشه ارام مرسی گلم
ارام :خواهش
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
- ۸۴۸
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط