{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتیشی که از بارون شروع شد

آتیشی که از بارون شروع شد

ادامه پارت 25
بعد برگشت.

ا. ت: تو هم لباستو عوض کن.

جونگکوک: من تازه لباس پوشیدم.

ا. ت: ولی دیشب با همین لباس خوابیدی.

جونگکوک: من اصلاً نخوابیدم.

ا. ت: پس برو لباستو عوض کن.

جونگکوک: چرا؟

ا. ت: چون من گفتم.

چند ثانیه به هم نگاه کردیم.

جونگکوک: تو واقعاً رئیس شدی؟

ا. ت: از همون شبی که گفتم بابا.

جونگکوک: هنوز هم از اون حرف ناراحتم.

ا. ت: برو لباستو عوض کن.

جونگکوک با ناباوری نگام کرد.

بعد زیر لب گفت:

جونگکوک: این خونه دیگه مال من نیست.
ادامه
لایک کامنت یادتون نره پرنسسای من❤🎀💋
دیدگاه ها (۱۰)

آتیشی که از بارون شروع شدpart26ویوی ا. تلباس‌هام رو عوض کردم...

🤣🤣🙌🏻#جونگکوک

آتیشی که از بارون شروع شدpart25ویوی ا. تنصف شب بود.خوابم نمی...

🥹🫠🎶❤️‍🔥🎀#شوگا

آتیشی که از بارون شروع شدpart24ویوی ا. تاون شببعد از اینکه پ...

آتیشی که از بارون شروع شدpart27ویوی ا. تچند ثانیه به جونگکوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط