بس کن

بس کن

آواره ی دیوونه ام من ، بس کن
سرگشته ی میخونه ام من ، بس کن
بس کن نزن آتیش به جونم
بد کردی ای نامهربونم
من موندم و این درد دوری
خستم از این عشق و صبوری

آواره ی دیوونه ام من ، بس کن
سرگشته ی میخونه ام من ، بس کن
من موندم و دل غرق به خون
توو شهر جنون ، یه غریبه ی خستم
تو بی خبر از حال منی ، دستم نزنی
که یه جام شکستم ، دیوونه ی بی آشیونم
گریونم و محتاج مستی
بیچاره من ، غمگین و تنهام
دل کندم از دنیای هستی

آواره ی دیوونه ام من ، بس کن
سرگشته ی میخونه ام من ، بس کن
گفتی چرا آواره ی بی آشیونم
گفتی چرا بازیچه ی دست زمونم
من اسیر تو شدم ، ای که بستی تن من
داغ آتیش و نزار روی خاکستر من
رسوای بی پروا تو هستی
من حیف رسوای تو باشم
بیگانه با دنیای عشقی
حیف توو دنیای تو باشم

غم اینقده توو این صدام بود ، که نخوندم
اونقدر عذابم دادی ای وای که نموندم
آواره ی دیوونه ام من ، بس کن
سرگشته ی میخونه ام من ، بس کن
آواره ی دیوونه ام من ، بس کن
سرگشته ی میخونه ام من ، بس کن
دیدگاه ها (۳)

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانهبعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم ...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

**پارت ۲۵**صدای لرزانِ یونا پشتِ درِ اتاق پیچید، اما جونگکوک...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.9 کوک:خوبه*لبخند ک...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓+مامان لطفاً تو یچیزی بگو هق من نمیخوام ازدواج کنم لطفا...

free from the court (p1)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط