{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هر دری که زدم سری شکسته شد

به هــر دری که زدم، سـری شــکســـته شـد

به هـــر جـا کــه ســر زدم، دری بســته شــد

نه دگر در زنم به سـری، نه دگر سـر زنم به دری

کــه روح دربدرم از ســر و در زدن خـســته شـــد
دیدگاه ها (۱)

شبی مست رفتم اندر ویرانه‌ایناگهان چشمم بی افتاد اندر خانه‌ای...

او مظهر عشق بود و من مظهر ننگوقتی که فشردمش به آغوشم تنگلرزی...

هیچ کی از رفتن من غصه نخورد هیچ کی با موندن من شاد نشدوقتی ر...

بس کنآواره ی دیوونه ام من ، بس کنسرگشته ی میخونه ام من ، بس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط