{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شعر غمم که خواندنم بیهوده است

من شعر غمم که خواندنم بیهوده است

لبخند به لب نشاندنم بیهوده است

پاییز،به مهمانی من آمده است

چون برگ ،به شاخه ماندنم بیهوده
است
دیدگاه ها (۵)

ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی راز رویت می‌کند روشن خیال...

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرامن کیم کز چون تویی بویی رس...

صبح یعنی سلام به خداوند پاکسلام به تو دوست من. سلام به همه خ...

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرامن کیم کز چون تویی بویی رس...

اول : یک گیاه داره تلاش می‌کنه انسان باشه ، ولی نمی‌داند این...

#جریان‌قشنگ‌زندگی☕️🎵پناه می‌برم از #غم به آشپزخانهبه ظرف‌های...

«خاک این بادیه از برگِ گل آکنده شده‌ست؟یا تنِ توست که در دشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط