{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

'

'
گاهگاهی باز دلم هوایت را می کند
آلبوم عکس هایمان را باز می کنم
و تمام دلتنگی هایم را بر روی چشم هایت میریزم
دوباره دلم می گیرد
و باز در یک لحظه ترس فراموش شدنِ خودم در تو مانند رعد و برق از تنم می گذرد،
آلبوم را می بندم و دوباره به خودم قولِ دفن کردنش در گوشه ی حیاطِ خانه مان را می دهم
پشتِ پنجره ی اتاقم می روم
کوچه در چشمانم خیس می شود
و بارِ دیگر قامتِ مردانه ی تو را پشت سرم تصور میکنم
تو دست بروی شانه ام می گذاری
من به سمتت برمی گردم
و تو با غرور و لبخند می گویی:
"من بازگشته ام، برای همیشه باز گشته ام، نه اینکه نخواسته باشم، نشد!"


ریحانه_رنجبر
دیدگاه ها (۶)

...روزگارم این است:دلخوشم با غزلیتکه نانی، آبیجمله ی کوتاهیی...

میﮔﻔﺘﻨﺪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪﻫﻤﻪﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ،ﭘﯿﺪﺍ ﺑﻮ...

ﮔﺎﻫﻲ #ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺑﻴﻨﻢﺑﻲ‌ﺻﺪﺍﺑﻲ‌ﺗﺼﻮﻳﺮﻣﺜﻞِ ﻣﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺁﺏ‌ﻫﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳ...

.روزش که مهم نیست کافی‌ست "تو" هرلحظه کنارم باشی، آنوقت ببین...

ستاره پوش مخملی خون رگ به رگ شده از زبان ستاره پوش part47

ما نمیدونیم بخدا، رسمِ وداع با تو چیه…یعنی واقعا وقت خداحافظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط