{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار را

بهار را
با دوست داشتن تو شروع ڪرده‌ام
با هواے شڪفتن لبخندت
با خیال پیچڪ دستانت
ڪـہ بر شانه‌هایم بالا می‌رود
ببین باران دوست داشتنم از تو بند نمے آید
می‌ترسم غرق ڪنم زمین را از دوست داشتنت ...
دیدگاه ها (۱)

محدودم ڪن بـہ دوست داشتنت دلم میخواهد جز تو چیزے بـہ چشمِ دل...

#زیبایی_تو چقدر وسعت دارد#لبخند تو امروز تا #آسمان نیلگونی ه...

شاهڪارے هست هر صنعتگرے را در جهان شاهڪار آفرینش ، خلقت زیباے...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۳۲دو ماه دیگر گذشت.زمستان بود. ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط