{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی مثل یک کامواست

زندگی مثل یک کامواست
از دستت که در برود، می شود

کلاف سر در گم،گره می خورد، میپیچد به هم، گره گره می شود،بعد باید صبوری کنی، گره را به وقتش با حوصله وا کنی

زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می شود، کورتر می شود
یک جایی دیگر کاری نمی شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید

یک گره ی ظریف و کوچک زد، بعد آن گره را توی بافتنی جوری قایم کرد، محوکرد، جوری که معلوم نشود
دیدگاه ها (۱)

انسان بی شباهت به «آب» نیست...اگر بخواهد زنده باشد و زندگی ...

اگر کسی را دوست داری،هوایش را داشته باشاما اگر برای پر کردن ...

گاندی قشنگ میگه :::اگر جرات زدن حرف حق را نداری لااقل برای...

ریشه‌های بدبینی به همسر** خیلی اوقات بدبینی و شک بین زوجین ا...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

و پاهایش روی سنگ‌های خیس سُر می‌خورد. جانگ، زن پیر، با دستان...

نمیبخشمت p.12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط