{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PT

PT:5
_وایییییی تهیونگ من اصلا اینجا وسایل ندارم
من خونمو میخواممممممممممممم
÷میگم وسایلاتو بیارن
_نموخوامممممممم میخوام برم خونههههههههه
÷هنوزم انگار پنج سالته
_شروع کرد به دست و پا زدن تو بغل تعیونگ
÷انقدر وول نزن بچه (رفت سمت اتاق)
_ولم کنننننننننننننننننننننن(داد)
÷انقدر داد نزن کر شدم فعلا بمون میگم آجوما واست لباس بیاره
_نمیخوام میخوام برم(با نا امیدی)
÷تا پات خوب بشه همین جا میمونی بعد میری(رفت)
_ای خدا چه گیری کردم
رفتم دوش بگیرم تا سرحال بشم
(گچ پاش از اینا نیست که باز بشه اگه دیده باشید گچ ژله ای چجوریه از اوناس)
ویو کوک:
رفتم خونه همش تو فکرش بودم این دختر چی داشت که منو جذب خودش کرد
نه جونگکوک چی داری میگی تو مافیایی
عشق؟؟؟؟عمرا
رفتم دوش بگیرم تا از فکرش درام
ولی نمیشد باید فردا حتما از تهیونگ بپرسم
ولی خودشونم فک کنم میونه خوبی ندارن
چرا تا الان ازش چیزی نگفته بود؟؟
چرا دیشب دعوا کردن اصن؟؟؟
اصن میدونه تهیونگ مافیاس؟؟(برادر کجای کاری خودش قوی ترین مافیای زنه جهانه)
با همین سوالا چشمام سنگین شد و خوابم برد
ویو کلارا:
رفتم حموم اومدم
که آجوما اومد تو
$سلام دخترم بیا این لباسارو بپوش بیا پایین برای شام وسایل هاتم آوردن واست
_اممم ممنونم
وسایل هامو مرتب کردم
آروم به کمک پله رفتم پایین
که تهیونگ دیدم
÷وایسا کمکت کنم
_اومد از دستم گرفت و بردم
_خودم میتونستم
÷لجبازی نکن انقدر
_تو منو بزور آوردی خونت بعد میگی لجبازی نکن عجیبه
داشتیم غذا می‌خوردیم
که با صدای تلوزیون...
______________________________________
☆خب خب ببخشید کم شد اما امشب ادامش رو میزارم خوشگلا
فعلا بای🍷✨️
دیدگاه ها (۰)

روانی دست نیافتنی

🖤بلک پینک🩷خودم ادیت زدم چطوره؟اسکی؟با شرح منبع

تولدت مبارکککککککککک پیشی آرمی ها🐱کی باور میکنه این بچه 33سا...

روانی دست نیافتنی

Part 9 اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه کوک ویوتو اتاق کا...

مافیای عاشق. پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط