{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 9

اسم دختره یونگ سو خیلی دختر مهربونه

کوک ویو

تو اتاق کارم نشسته بودم که یهو تهیونگ اومد تو
تهیونگ: سلام چطوری کوک
کوک: خوبم
تهیونگ : چخبر
کوک: هیچی فعلا کار دارم برو پایین منم میام
تهیونگ: باشه
تهیونگ می‌ره پایین

تهیونگ ویو
رفته بودم پایین که یه دخترو دیدیم که خیلی خوشگل بود رفتم پیش اجوما
تهیونگ: اجوما این دختره کیه
اجوما: کی یونا رو میگی
تهیونگ : پس اسمش یونا
تهیونگ می‌ره و کوک و میبینه

فلش بک به دو روز بعد
تهیونگ ویو
تصمیم گرفتم یونا رو بدزدم و مال خودم بکنمش پس رفتم خونه کوک من داخل خونه کوک یه اتاق دارم که مخصوص خودمه رفتم و داشتم دنبال یونا می‌گشتم که بعد کلی گشتن پیداش کردم رفتم سمتش حواسش بهم نبود و یهو بلندش کردم و گذاشتمش رو کولم که بعد بردمش تو اتاق شروع کرد به جیغ زدن
یونا: ولم کن
تهیونگ: چرا که فرار کنی نخیر تو مال منی
تهیونگ یونا می‌زاره روی تخت و
دیدگاه ها (۴)

اینبار اسمات ش نمینویسم😭

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

Part 8کوک ا،ت و به اتاقش می‌بره و ا،ت و روی تخت می‌زاره ،ات ...

Part 7ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم جونگ کوک بغلم خوابیده ش...

p27که همون لحظه ات دراتاق رو باز کردات:چیشده؟ من میترسم! کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط