{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب من و مهتاب و تو

هر شب من و مهتاب و تو
هر سه
یک درد داریم
آنهم اینست که دوریم
زیکدیگر از دور به دیدار
رخساره قناعت نمودیم
دیدگاه ها (۱)

خلوت یک شهر فقط پرسه زدن هایمان را کم داشت...

موش صحرایی که صدایی شبیه سوت پخش میکنه تو محیط جالب بود خودم...

با دوست مهربانم در شهر کتاب

تو کلیسا اون طرف دنیا اینطوری برای مدرسه میناب ما یادبود میگ...

تو کلیسا، آن طرف دنیا اینطوری برای مدرسه میناب ما یادبود میگ...

به نام خدا پارت ۴ اولین دیداروقتی هر دو تو جلسه بودن آیزاوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط