هر شب من و مهتاب و تو

هر شب من و مهتاب و تو
هر سه
یک درد داریم
آنهم اینست که دوریم
زیکدیگر از دور به دیدار
رخساره قناعت نمودیم
دیدگاه ها (۱)

خلوت یک شهر فقط پرسه زدن هایمان را کم داشت...

موش صحرایی که صدایی شبیه سوت پخش میکنه تو محیط جالب بود خودم...

با دوست مهربانم در شهر کتاب

"تقصیر دلم نیست تماشای #تو زیباست"#چشمان پر از #عاطفه و #مهر...

خبر داری چرا وقتی دل بی‌تاب میگیردسراغ از خاطراتی دور اما نا...

🌙 نیایش شبانگاهیِ ما 🌙خدایا...شب از راه رسیده،و ما، با دل‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط