{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبتلا کرده است دل ها را به درد دوری اش

مبتلا کرده است دل ها را به درد دوری اش
نرگس پنهان من با مستی اش مستوری اش

آه می دانم که ماه من سرک خواهد کشید
کلبه ی درویشی ام را با همه کم نوری اش

آسمانی سر به سر فیروزه دارد در دلش
گوش ها مست تغزل های نیشابوری اش

یک دم ای سرسبزی یک دست در صورت بدم
تا بهاران دم بگیرد با گل شیپوری اش

ماه می گردد به دنبال تو هر شب سو به سو
آسمان را با چراغ کوچک زنبوری اش

بوسه نه جمع نقیضین است در لب های او
روزگار تلخ من شیرین شده است از شوری اش

گر بیایی خانه ای می سازم از باران و شعر
ابرهای آسمان ها پرده های توری اش ...
دیدگاه ها (۳)

پاییز که آمد و رفت و زمستان شد...حيف نيست بهار بى تو بيايد.

یادتون نره برا همه دعای خیر کنیم.مخصوصا برا سلامتي و تعجيل د...

عطرنرگس، رقص باد نغمه شوق پرستو های شاد خلوت گرم کبوتران مس...

نيما يوشيج...پسرم یک بهار یک تابستان و پاییز و یک زمستان را ...

نورِ غلیظ ماه از آن طرف شیشهٔ مغازه در لیوان می افتد ...لیوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط