{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد

خنده ات طرح لطیفیست که دیدن دارد
ناز معشوق دل‌آزار خریدن دارد

فارغ از گله و گرگ است شبانی عاشق
چشم سبز تو چه دشتیست! دویدن دارد

شاخه ای از سردیوار به بیرون جسته
بوسه ات میوه ی سرخسیست که چیدن دارد

عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی
قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد

وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
عاشقی بی سر و پا عزم رسیدن دارد

عمق تو دره ی ژرفیست مرا می خواند
کسی از بین خودم قصد پریدن دارد

اول قصه ی هر عشق کمی تکراریست
آخرِ قصه ی فرهاد شنیدن دارد
.
کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۶)

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست پیش چشمان خودت اشک بریزی ک...

پیری ربطی به کهنسالی نداره.به نظر من همین که امشب سرمونو رو ...

گفتم ای جنگل پیر تازگیها چه خبر...؟پوزخندی زد و گفتهیچ ،کابو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط