من واسه رد شدن از تاریکی اسمی غیر از تو نمیدونستم
من واسه رد شدن از تاریکی اسمی غیر از تو نمیدونستم
من بدون تو نمیتونستم شاید
از حادثه می ترسیدم
راه فرداهمو گم
میکردم اگه رویاتو نمی ی ی...
مونده بودم تو عبوراز بر زخ
روی مرز قفس و آزادی این تو بودی
که منو فهمیدی
تو همونی
که نجاتم دادی
من بدون تو نمیتونستم شاید از حادثه می ترسیدم
راه پروازمو گم میکردم
اگه رویاتو نمی فهمیدم
نبض این
حادثه تو
دست تو
بود من بدون تو نمیتونستم
من بدون تو نمیتونستم شاید
از حادثه می ترسیدم
راه فرداهمو گم
میکردم اگه رویاتو نمی ی ی...
مونده بودم تو عبوراز بر زخ
روی مرز قفس و آزادی این تو بودی
که منو فهمیدی
تو همونی
که نجاتم دادی
من بدون تو نمیتونستم شاید از حادثه می ترسیدم
راه پروازمو گم میکردم
اگه رویاتو نمی فهمیدم
نبض این
حادثه تو
دست تو
بود من بدون تو نمیتونستم
- ۱.۸k
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط