{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادر خطاب به کودک خردسالش:

مادر خطاب به کودک خردسالش:
هیچ میدونستی وقتی که اون شیرینی رو یواشکی بر میداشتی در تمام مدت خدا داشت تو رو نگاه میکرد؟
کودک: آره مامان جونم!
مادر: و فکر میکنی به تو چی میگفت؟
کودک: میگفت غیر از ما دو نفر کسی نیست، پس میتونی دو تا برداری!

خداوند امید شجاعان است،نه بهانه ترسوها

"نورمن وینست پیل"
دیدگاه ها (۱)

چتر من و چتر توغرق در آبما دورانی چتر خریدیمکه احتیاج نبودتم...

از دیدن سایه ات هم دلهره میگیرماز بس که...عاشقت هستم

فکرشو بکن ✨یه روز خوب ✨من توی بغل تو

..

I will love you forever🙃

★ازدواج من و بابات؟...p¹مین‌یون اومد سمتم و گفت:"بابا الان م...

#theheartofsea #tenthpart#Minsungهمه وسایلش خیلی خوب چیده شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط