{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تب و لرز تلخِ تنهایی،..

به تب و لرز تلخِ تنهایی،..
به سکوتی که نیست عادت کن...
درد وقتی رسید و فرمان داد،...
مثل سرباز خوب اطاعت کن...

سعی کن وقتِ بی‌کسی‌هایت...
گاه لبخند کوچکی بزنی...
فکر فردای پیری‌ات هم باش،...
گریه هم می‌کنی قناعت کن...

زندگی می‌رود به سمت جلو،...
تو ولی می‌روی به سمتِ عقب...
شده‌ای عضوِ «تیمِ تک‌نفره»،...
پس خودت از خودت حمایت کن...

بینِ تن‌های خالی از دلِ خوش،...
هی خودت را بگیر در بغلت...
دزدکی با خودت برو بیرون...
و به تنهایی‌ات خیانت کن...

گرچه خوکرده‌ای به تنهایی،...
گرچه این اختیار را داری...
گاه‌وبیگاه لذت غم را...
با رفیقانِ خویش قسمت کن...
دیدگاه ها (۳)

مثل ماهی که به مرداب بیفتد گیجم...مثل یک بچه که از تاب بیفتد...

بس که از روی دلم زائر تو رد شده است...دل من ریل قطار قم و مش...

برای کودکانتان "کتاب" نخوانید که بخوابند....برایشان "کتاب" ب...

نه قراری ...نه بهاری دارم....بی تو با خویش چه کاری دارم؟

انزوا با تنهاییِ معمولی فرق دارد؛ تنهایی شاید یک اتفاق باشد،...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

مردی در ساحل...[پارت هشتم]خورشید هنوز کامل غروب نکرده بود.نس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط