{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز حمام نمره اومدیم بیرون

ز حمام نمره اومدیم بیرون
توی برف خانومی محجبه بساط کیسه و لیف و.. دستش گرفته بود
رفت جلو و نصف لیف و کیسه و جورابهای اون را خرید..
تعجب کردم گفتم: واسه کی میخری!؟ ما که تازه از حمام اومدیم بیرون، اونوقت چرا اینهمه زیاد....!؟؟
گفت: اگه من و تو ازش نخریم کی ازش بخره.؟ اون توی این سرما واسه حفظ شرافتش و ناموسش ایستاده وگرنه میتونست توی بغل یکی توی جای گرم و نرم فاحشگی کنه...! پس بخر و بخریم تا اونهم با شرافت زندگی کنه.!
برگشت و کل خریدش را گذاشت توی حمام و گفت: نصرت اینها را بزار دمه دست مردم بگو صلواتی...!

روحش شاد، جهان پهلوان تختی
دیدگاه ها (۵)

یمینیا بیاییید

علت اینکه میگن با ازدواج دینتون کامل میشه ، اینه که :::........

نظرتون

نمیدونم صحت داره یا نه در بندر عباس یک پری دریایی در تور ماه...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁴(نایون+...

.قتل. پارت پنجم

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎جونگکوک بعد از خداحافظی کوتاهی با همه ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 25لطفا اگه ممکنه که ...

سناریو سانزو

از گرمابه اومدیم بیرون، توی برف خانومی محجبه بساط کیسه و لیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط