{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل سنگی که به پایان خیابان برسد ...

مثل سنگی که به پایان خیابان برسد ...
گوشه کوچه بن بست زمان میخ شدم ...
هر کسی هفته ای از خاطره هایم را کشت ...
آخرین صفحه وا مانده ی تاریخ شدم ...

کامنت پلیز.خوب سرودم؟
دیدگاه ها (۵)

در بیت نخست من تو را می بوسم ...در مصرع بعد هم تورا می بوسم ...

ارکان نمازم همه بر طبق رساله ست ...جز قبله که سمتِ رُخ تو زا...

تا پیامک میدهم چیزی نمیگوید ولی ،روز و شب چت با فلانی و فلان...

بخت من چادر مشکی به سرش کرده خدا ...من اگر بخت ِمُحَجَّب نپس...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

فصل دومپارت نوزدهم | آخرین روزهای انتظارسه هفته مانده بود......

از دشمنان تا عاشقان

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

فیک : بین راندها

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط