{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر زیبایی نیستم

دختر زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه
که فقط تا زیر گردنم می آید
و نه شب را به یادت می آورد
نه ابریشم
نه سکوت شاعرانه
نه حتا خیالِ یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می مانَد 
نه کویر
و چشم هایی دارم
که گاهی سیاه می زنَد
گاهی قهوه ای 
و گاهی که به یاد مادرم می افتم
عسلی می شوند و گاهی خیس
دست هایم 
دست هایم 
دست هایم مهربانند
و هر از گاهی
برای تو
به عشق تو
شعر می نویسند 
مرا همین طور ساده دوست داشته باش
با موهایی که نوازش می خواهند
و دستهایی که نوازشت می کنند
و چشم هایی
که به شرقیِ صورت من می آیند
دیدگاه ها (۳۴)

‍ صبحِ امروز وقتی داشتمچایی صبحانه را هم میزدم شنیدم که گوین...

دوستت دارمت را تمدید کن بگذار با خیال راحت ظرفهایم را بشویمن...

امشب حس مادرانه ام گل کرده ومیخواهم برایت کمی بنویسم...که و...

‍ #دوستت_دارم تو را به عنوان چیزهای تاریکی که باید دوست داشت...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

Investing with family | سرمایه گذاری با خانواده Part two_ شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط