{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓹𝓪𝓻𝓽4

𝓹𝓪𝓻𝓽4
ویو ات
جیمین درو باز کرد دیدم که یه اتاق کلن صورتی (عکس میدم) بود
ات: این یکم زیاده روی نیست
جیمین: خوشت نیومد؟
ات: نه اینکه خوشم نمیاد ولی من از اون دخترایی نیستم که عاشق صورتی باشم در کل از صورتی خوشم نمیاد
جیمین: ما از هر دختری که دوروبرمون بود پرسیدیم گفتن دخترا عاشق صورتین شاید تو با اونا فرق میکنی
نامی: پس رنگ مورد علاقت چیه؟
ات: خب من عاشق مشکیو آبیم
جیهوپ: خب پس باید یه اتاق آبی برات بچینیم
نامی: خب پس تا اتاقت آماده شه کجا میمونی؟
شوگا: میاد پیش خودم
کوک:چرا پیش تو تا وقتی من هستم
ته: همه دخترا دوست دارن پیش من بخوابن قطعا منو انتخاب میکنه
جیهوپ: اگه بیای پیش من تا صبح حرف میزنیم
جیمین: اگه بیای پیش من تا صبح فیلم میبینم
جین: اگه بیای پیش من...(نامی حرفشو قط میکنه)
نامی: بیاین خودش انتخاب کنه
جین: چرا حرف منو قط کردی؟
نامی: بیخیال؛ خب ات پیش کی میمونی؟
ات: خب تا اتاقم آماده شه من میرم خونه خودم
کوک: خب بیاین بریم دور دور
ات: قبلش باید به دوستام بگم که دیر میرم خونه
نامی: باشه
خلاصه زنگ زدمو به مبیناوهمی گفتم و رفتیم ساعت دوازده شب برگشتیم
درو باز کردم دیدم که....

☆☆☆☆
دیدگاه ها (۰)

?𝓪𝓻𝓽 5درو باز کردم و با قیافه اخمو مبینا و همی رو به رو شدم ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 6درو باز کردم که دیدم پیتزاهارو آوردن ولی نوشابش کوات: ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 3تو خونه قبل اومدن ات ویونامجون: اینهمه تلاش کن ۱۷سال ی...

𝓹𝓪𝓻𝓽2ات ویودیدم که عرررررر قبول شدم که یهو یه شماره ناشناس ز...

𝓹𝓪𝓻𝓽 12.... ۱۸:٠٠درو باز کردم دیدم بچه ها اومدن اومدن تو و م...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط