P2
رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم دنبال هانا رفتیم وقتی رسیدم به یه خونه ی بزرگ و. قشنگ بر خوردیم خیلی برام اشنا بود هانا گفت : ات چی شد چرا خشکت زده
ات : هیچی بریم
رفتیم تو که هانا با انگشتش به یه مرد اشاره کرد و گفت تازه باهاش از طریق چت اشنا شده و اون به این مهمونی دعوتش کرده و گفت اسمش جونگ کوک هست خواستم بهش بگم نباید انقدر زود عتماد کنه ولی دست گرفت و برد طرفش و سلام کرد منم سلام کرد اون مرد قبل از اینکه ما بریم سمتش داشت با یه مرده دیگه حرف میزد اون مرده خیلی خفن بود میرفتم و باهاشون رو یه میز نشستیم شروع بع صحبت شدیم من نمی تونستم دقیق چهرهی اون مرده رو ببینم خیلی تاریک بود و لباساش مکانش خیلی برام اشنا بود که یهو باصدای کسی به خودم امدم اون مرده بود که برام اشنا بود اون موقع فهمیدم اون همون کردش که تو خواب میبینم از ترس به خودم میلرزید نمی دونستم چی شد ولی آخرین صحنهی که یادمه اینکه یکی بغلم کرده بود و داشت میدوید و بعد سیاهی..... چشمام رو که وا کردم دیدم یکی بغلم نوشسته قیافش پر سوال بود آروم دستم رو تکون دادم اون بیدار شد و گفت : سلام من کیم تهیونگ هستم قیافت خیلی برام آشناست همون دیدیم درسته جواب دادم :...
خب امیدوارم خوشتون بیاد لطفا نظرتونو بهم بگید تورو خداا مرسی شرطا فقط 4 کامنته❤️❤️❤️❤️
ات : هیچی بریم
رفتیم تو که هانا با انگشتش به یه مرد اشاره کرد و گفت تازه باهاش از طریق چت اشنا شده و اون به این مهمونی دعوتش کرده و گفت اسمش جونگ کوک هست خواستم بهش بگم نباید انقدر زود عتماد کنه ولی دست گرفت و برد طرفش و سلام کرد منم سلام کرد اون مرد قبل از اینکه ما بریم سمتش داشت با یه مرده دیگه حرف میزد اون مرده خیلی خفن بود میرفتم و باهاشون رو یه میز نشستیم شروع بع صحبت شدیم من نمی تونستم دقیق چهرهی اون مرده رو ببینم خیلی تاریک بود و لباساش مکانش خیلی برام اشنا بود که یهو باصدای کسی به خودم امدم اون مرده بود که برام اشنا بود اون موقع فهمیدم اون همون کردش که تو خواب میبینم از ترس به خودم میلرزید نمی دونستم چی شد ولی آخرین صحنهی که یادمه اینکه یکی بغلم کرده بود و داشت میدوید و بعد سیاهی..... چشمام رو که وا کردم دیدم یکی بغلم نوشسته قیافش پر سوال بود آروم دستم رو تکون دادم اون بیدار شد و گفت : سلام من کیم تهیونگ هستم قیافت خیلی برام آشناست همون دیدیم درسته جواب دادم :...
خب امیدوارم خوشتون بیاد لطفا نظرتونو بهم بگید تورو خداا مرسی شرطا فقط 4 کامنته❤️❤️❤️❤️
- ۲۴۷
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط