_Love in night🌔✨

_Love in night🌔✨

𝐏𝐀𝐑𝐓:⁵

رفتیم سرجامون نشستیم که دیدیم شوگا

با خماری به ما نگاه میکنه که از اون نگاها

فهمیدیم کارمون ساختس......

+کاری... ا.ا.الان بهترین موقعس به ته بزنگی(آروم)

*ا.اره..الان زنگ میزنم....(آروم)

رفیتم سر جامون کنار شوگا نشستیم..نگاه
های خیره ی شوگا رو روی خودمون حس میکردیم....

+ته ج.جواب داد(دم گوش کارینا)

*ا.اره همین الان..(آروم)

-الو..... الو؟

*ته آروم باش.. فک کنم شوگا میخواد بلایی سرمون بیاره.. فقط بهت زنگ زدم تا گوش کنی(آروم) نگاه های خیره شوگا رومون رو حس میکنیم... چیکار کنیمم(ترسیده و آروم) لط....

'هی.... چی پشتت قایم کردی؟ هوشش

+ببخشید بای.باید به تو جواب پس بدیم؟ ش.شما چکاره ی ما ه.هستی ک....

'من همه کارتم... من.. من..هوفف من داداشتم.. داداشی که از دست داده بودی احمق جان

*ته ته میشنوییی؟(آروم)

+ت.ت.تو چ.چی میگی من یه داداش دارم که اسمش تهیونگه..

'میدونستم بهت نمیگه..هه خیلی قابل پیش‌بینی بود من وفتی تو ۵ سالت بود من از اون خونه فرار کردم و.....

+برام اصلا مهم نیست که تو چی من هستی مهم اینه که من توی زندگیم اصلا تورو ندیدم و اگر هم دیدمت یادم نمیاد...(بغض) گ.گذشته رو ولش و آینده رو بچسب..فهمیدی؟

-ای وای..... الان چیکار کنمم

*ات ای.این چی میگه ها؟ داداشت؟

+هیچی زر میزنه... من نمیتونم دیگه باشم به داداش خودت یا به ته زنگ بزن بریم.... من بیرون منتظرتم..

*باشهه

'هیجا نمیریی میفهمی؟ باید هم.....(حرفش توسط ات قطع شد)

+من تورو نمیشناسمممم اگه نمیفهمی بفهممممممممم من تنهاا داداشی که دارممم کیم تهیونگ و ۲۴ سالشههههههههه همینن دیگه نمیخوام چیزی از یه اشغال عوضی که خودشو برادرم جا زده بشنوممم تمااااام(داد و بغض)

*بیا بریم زیاد حرص این اشغال رو نخور

ویو ات

انقدر حالم بد بود که حس کردم هر لحظه ممکنه یه نفر رو بکشم

+به یکی بزنگ بیاد دنبالمون از این دیوونه خونه بریم بیرون

*چشم(استرس)

'ات لطفا

+وایییییی چرا ولم نمیکنیییییی گمشووووووو

'نمیتونم

+خفهههههه..... کارینا زنگ زدی؟

*ا.اره ته و کوک دم درن

'کوک؟هه اونم هست؟

+بتو چه عوضیییییییییی...... کاری بیا بریم....

ویو کنار ماشین کوک

ادامه دارد؟......

لطفا لایک کنیددد حمایت ها کمهه..🫠
اگه لایک نکنین قهر میکنما🙂🎀
دیدگاه ها (۷)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

the lost leaves/رمان جیمین

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

شاگرد لوس من

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط