{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز دیشب خواب تورا دیدم

باز دیشب خواب تورا دیدم
که خمیده قامت ایستاده
و زین غبار مه آلود بر گناهم خیره شدی
ناله ات را میشنیدم
اشک را در نگاهت میدیدم
و بی توجه به غم نگاهت
ره نامعلوم خویش رفتم
دردا تو غمزده و اندوهگین باز ز من گذشتی
یاد بگذشته خواب ز چشمم ربود
خدایا...چرا هیچ وقت ره به سرّ نگاهش نبردم
چرا هر لحظه در انتظار صدایش بودم
تا بگوید بس است...
چرا پا بر هستیش نهادم
مگر شاعر را دلی شیدا ندادی
پس بگو چرا هیچ ز او نفهمیدم
چرا اینقدر او را آزردم
او که گنا ...
دیدگاه ها (۱)

عطر چشمانت چو ناز سرخ لبهایت دوباره بر تن بی روح من بارید تا...

می روی اما من از دل دوستت دارم برو ..در مسیرت لاله های سرخ م...

هدیه به عاشقان در سفر...یک روز می آیم با کوله باری پر از سوغ...

آوازمن توبودی!هرنفس،تو تو تو تورامیجستم!چشم های من توبودی!از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط