{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش مـن و تـو

کاش مـن و تـو
دو جلد از یک رمان عاشـقانه بودیم..

تنـگ در آغوش همـ
خوابیده در قفسـه های
کتابخانه ای روستایی !
گاهی تـو را
گاهی مـرا،
تنها به سبب
تشدید دلتنـگی هایمان
به امانت می بردند. . .
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻟــﻢ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻧــﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪﻣﯽ ﺁﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺮﺍﯼ #ﺗﻮﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴ...

موهایتادامه ی یک رودخانه استو دستانتادامه ی یک درخت ... شانه...

همه ی زخم‌ها یک روز خوب می‌‌شوند. بعضی‌‌ها زود تر، بی‌ درد ت...

ملاقات‌هایی که تقدیر جلوی راه آدم می‌گذارد، بسیار محدود است ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط