{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«درخواستی»

«درخواستی»

رمان «عطر باران و لبخند تو»

پارت ۴: گروه تحقیق
معلم، پروژه‌ای گروهی برای درس ادبیات تعیین کرد. ا.ت و تهیونگ در یک گروه قرار گرفتند. هر دو بعد از مدرسه در کتابخانه ماندند و میان قفسه‌های بلند کتاب، آرام‌آرام به حضور یکدیگر عادت کردند. سکوت میانشان عجیب نبود؛ انگار بدون حرف همدیگر را می‌فهمیدند.
دیدگاه ها (۵)

فیک جونگکوک

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

🌿🏵پارت بیست و هشتم[فصل اول]راز پروژه💧🌡صبح بعد از ارائه...کلا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 7 | کم‌کمچند روز دیگر گذشت.ا/ت هنوز اگر کسی از...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط