{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انگار بارون اومده من خواب بودم

انگار بارون اومده من خواب بودم,,
انگار همه دوستام رفتن مهمونی و منو دعوت نکردن,,
انگار به همه جایزه دادن و به من که رسید جایزه ها تموم شده,,
انگار بچه ها تو کوچه دارن بازی میکنن اما منو توی بازیشون راه نمیدن,,
انگار همه شادن و بازم فقط من غمگینم!
دیدگاه ها (۰)

عاشق شدن اینجوریه:امشب تا صبح بهش فکر کردم، وقتی خداحافظی می...

می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که توو هر آدمی یک جور بروز م...

خواستم بهت بگم:دوست دارم! حتی وقتی که بهت میگم دوستت ندارم.د...

هیچوقت نفر سوم نشید؛ هیچ عشق و دوست داشتنی نمیتونه بین سه نف...

☕️قهوه تلخ☕️پارت چهل هفتمهمه جیغ کشیدیم. دو-هیون شروع کرد به...

پارت ۵ تهیونگ از هانول و جونگ کوک معذرت خواهی کرد و هر سه تا...

عشق یک شیطان ویک جوجه تیغی پارت ۲۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط