کار به توهین و بد وبیراه گفتن کشیده بود

کار به توهین و بد وبیراه گفتن کشیده بود
حاجی خونسرد نشسته بود و بحث می کرد
نیمخیز شدم که ورامینی دستم را کشید و مجبورم کرد بنشینم
خودمان بودیم توی چادر و حاجی که توی خودش بود
داشتم فکر میکردم الان است که دستور اخراج آن ها را از لشگر بدهد
بلند شد و از چادر رفت بیرون
دو رکعت نماز خواند
آمد کنارمان نشست و کار های لشگر را پیش کشید
مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده بود ...


#برادر_شهیدم
#داداش_ابراهیم
#محمد_ابراهیم_همت
#شهید_همت
#ماه
#سردار_بی_سر
#حاجی
دیدگاه ها (۴)

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

عکس خودمه :)از شناسایی آمده بود. منطقه مثل موم توی دستش بود....

* خاطره ای زیبا از سرلشگر شهید همت *اللهم عجل لولیک الفرج......

ماجرای آب خوردن شهید همت از پوتین یک رزمندهحاجی انگار که حوا...

ماجرای آب خوردن شهید همت از پوتین یک رزمندهحاجی انگار که حوا...

حاج ابراهيم همت همان ژنرالی است که روزگاری در سپاه 11 قدر بی...

رهبرمعظم: من سیستان را با #شهیدمیرحسینی شناختم. حاج قاسم سل...

واقعا ببخشید نبودم بچه ها گوشیم خراب شده بود الان بخاطر اینک...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط