{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...
P²⁷

شوگا«شب رو تمام بیدار بودم و نخوابیدم....خواب به چشمام نمیومد....صبح ساعت ۸ اینا بود که نمیدونم چیشد خوابم برد://

ا.ت«ساعت ۹ بود بیدار شدم....شوگا همین طوری نشسته خوابش برده بود....حتما گردنش درد میگیره....بلند شدم رفتم درازش کردم رو مبل و پتو رو کشیدم روش....پرستار اومد و صبحانمو آورد....بعد صبحانه دراز کشیدم و به تمام اتفاقات فکر میکردم....

...........
کانگ«قربان ...قول میدم تمومش کنم
....«یه بارم همین رو گفتی
کانگ«این دفعه اینطور نیس
.....«فعلا برو
کانگ«ولی...
....«گفتم گورتو گم کننننننن*عربده
کانگ«......
................

شوگا«از خواب بیدار شدم.....دراز کشیده بودم و پتو روم بود.....نگاهی به ساعت انداختم...‌ساعت ۳:۴۸ دقیقه رو نشون میداد.....
ا.ت«بگم چیزی برات بیارن؟
شوگا«هوم؟!
ا.ت«صبحانه و ناهار نخوردی
شوگا«هیچیم نمیشه
ا.ت«باشه
شوگا«بلند شدم اونجا رو مرتب کردم و خواستم برم بیرون که ا.ت گفت
ا.ت«میشه برام یه دفتر طراحی با مداد و راپید و پاکن و.....‌بخری؟
شوگا«باشه
ا.ت«ممنون
شوگا«جلو در چند تا بادیگارد گذاشتم تا حواسشون باشه...
ا.ت«واقعا حوصله آدم سر میره خب....همیشه که نمیشه تلویزیون دید
دیدگاه ها (۰)

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P²⁸ا.ت«توی فکر بودم که در اتاق به صدا در اومد؟«خان...

𝚖𝚢 𝚋𝚊𝚋𝚢...P²⁹شوگا«مرتیکه پدصگ منو ضایع میکنههههههه....هوفففف...

عشق دو طرفه پارت ۱

part 8

عشق دو طرفه پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط