سال ها رفت و هنوز
سال ها رفت و هنوز
یک نفر نیست از من بپرسد
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟!
صبح تا نیمه شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران خیر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست ؟!
کجاست؟!
صدفی در دریاست ؟!
نوری از روزنه فردا هاست ؟!
یا خدایی که از روز ازل ناپیداست !
قیصر امین پور.
یک نفر نیست از من بپرسد
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟!
صبح تا نیمه شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران خیر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست ؟!
کجاست؟!
صدفی در دریاست ؟!
نوری از روزنه فردا هاست ؟!
یا خدایی که از روز ازل ناپیداست !
قیصر امین پور.
- ۸۲۰
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط