{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
درخواستی
کاراکتر:ران
موضوع : اگه بگی من به اندازه کافی خوب نیستم و میخوام کات کنم
......................
امروز تو دانشگاه وقتی فهمیدن تو دوست دختر ران هستی
_تو چرا باید دوست دختر اون مرد جذاب باشی ؟
_من از تو خیلی بهترم
_آره واقعا خیلی بده باهاش باشی
_بهتره باهاش کات کنی
_عوضی
هیچی نمیتونستی بگی...تو از اون دسته آدمایی بودی که خیلی حرف های بقیه روت تاثیر داشت.قلبت شکست.....خیلی ناراحت بودی.....وقتی از دانشگاه برمیگشتی پشت سرت حرف میزدن و میخندیدن
تو خونه خیلی ناراحت بودی و ران متوجه این موضوع شد.
_هی ا.ت حالت خوبه ؟ خیلی ساکتی
_ران...من...احساس میکنم...اصلا کافی نیستم....ران...من میخوام کا....
انگشت اشارش رو گزاشت روی لبت
_یعنی به خواطر همین ناراحت بودی ؟
_ا..اوهوم
لبخند زد و بغلت کرد
_ا.ت...عزیزم تو بهترین و کافی هستی..‌برای من..اصلا مهم نیست بقیه چی میگن...تو برای منی و از نظر من عالی ترینی....اصلا خودت رو برای این چیزا اذیت نکن....راستی..تو دانشگاه{}درس میخونی ؟
_آره
_آها
فردا تو دانشگاه اون چند نفری که مسخرت کردن رو با کلی زخم دیدی
_خواهش میکنم ما رو ببخشید
_معذرت میخوایم
_غلط کردیم
_ببخشید
به ران نگاه کردی
_حقشون بود عزیزم♡
دیدگاه ها (۵)

ا.ت توی آژانس کاراگاهان مصلح کار می‌کرد.توانایی ا.ت این بود ...

خودم رو پرت کردم....انتظار داشتم بمیرم ولی احساس کردم یخ دست...

پارت نمیدونم چند ......ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با...

سناریو ران پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط