{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه سخت میگذرند روز های بدون تو...

چه سخت میگذرند روز های بدون تو...
چقدر طولانی اند این شب های سرد...
و چه بیرحمانه عید میشود...
کاش یک سین سفره ام...
"سلام'' تو باشد...
دیدگاه ها (۲)

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهر...

یک نفرعشق مرا باز برانگیخته استبا دوتا چشم عسل، خون مرا ریخت...

عشق رابیمعرفت ' معنا مکن زر نداری ' مشت خودرا وا مکنگر نداری...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

از اینکه مردم با تعجب و کنجکاوی به من زل میزنند و زیر لب زمز...

وقتی سرما خورده بود و...

وقتی سرما خورده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط