{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود …
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…
دیدگاه ها (۱)

یک نفرعشق مرا باز برانگیخته استبا دوتا چشم عسل، خون مرا ریخت...

سربازهای مدل سال 90 به این طرف خخخخخ

چه سخت میگذرند روز های بدون تو...چقدر طولانی اند این شب های ...

عشق رابیمعرفت ' معنا مکن زر نداری ' مشت خودرا وا مکنگر نداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط