{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شاید در زندگی بعدی

پارت ۱۰ شاید در زندگی بعدی
شینوبو و گیو صبح از خواب پاشدن و رفتن صبحانه بخورن که کانائه
امد سر میزشون و به گیو گفت ی ثانیه شینوبو رو میبرم!
و به شینوبو گفت دیشب سانمی ازم خواستگاری کرد!!!
شینوبو گفت واقعا؟!
مبارکههههههه
چن روز گذشت
دو روز از سفر مونده بود شینوبو گیو برای اولین بار یکم نوشیدنی خوردن(مشروب) و خوابیدن
از زبان شینوبو کوچو:
وقتی از خواب بیدار شدم هیچ لباسی تن منو گیو نبود!
وهیچی یادمون نیومد
لباس پوشیدیم و رفتیم صبحانه بخوریم این دفعه نشستیم سر میز کانائه سانمی گیو با سانمی گرم صحبت شد کانائه زیر گوشم گفت دیشب خوابم نمی بورد خواستم بیام پیشت وقتی دم در اتاقتون رسیدم صدا از اتاقتون میومد شینوبو گفت صدای چی ؟کانائه مکس کردو گفت ص..صدای تو ... و سرخ شد
پشمای شینوبو ریخته بود
به کانائه گفت اما هیچی یاد منو گیو نیست!
و براش همه چی رو تعریف کرد
ادامه دارد...
اگر دوست دارید بدونید اون شب چی شده بگید😈
دیدگاه ها (۱۶)

کونیچوا!دایجوبو؟بچه ها برای رمان شاید در زندگی بعدی اگر کسی ...

Giyushino🛐🌊🦋ساخت خودم💜🌷

ممنون برای حمایت حتما فیلو کنید

ممنون برای حمایت حتما فیلو کنید

پارت ۴ شاید در زندگی بعدیگیو به شینوبو گفت بلاخره اون روز فر...

رمان شاید در زندگی بعدی پارت ۳گیو گفت وقتی داشتی خواب می دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط