پارت
پارت ۳
🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤
ویو جونگ کوک
ا/ت رفت داخل یه کوچه که کلاغم بال نمیزد از فرصت استفاده کردم و کوبوندمش به دیوار و دندون های میشم رو بیرون آوردم به لیس از گردنش زدم تا بتونم رگش رو پیدا کنم و دندون های نیشم رو وارد گردنش کردم و از خونش مکیدم که دیدم بدنش شل شد و داشت میافتاد و گرفتمش بیهوش شده بود براید استایل بغلش کردم و زنگ زدم بادیگارد و بهش گفتم بیاد دمبالمون و بادیگارد اومد دمبالمون و ا/ت رو گذاشتم تو ماشین و خودمم نشستم و به بادیگارد گفتم بره خونه زمانی که رسیدم از/ت رو گذاشتم داخل اتاق خودم و رفتم و یه دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون لباس هام رو پوشیدم و رفتم پایین و یه فیلم سینمایی ترسناک زدم داشتم میدیدم که دیدم ا/ت اومد پایین و اومد بغلم نشست
ا/ت: استاد ... من اینجا چی کار میکنم ؟( تعجب)
جونگ کوک: تو داخل خونه ی منی و قراره تا ابد اینجا زندگی کنی ! چیزی واقعاً یادت نمیاد؟!
ا/ت: امروزم رو مرور کردم و یادم افتاد چه اتفاقی افتاده( تو ذهنش) ترسیدم و رفتم عقب و یه جیغ بنفش زدم
جونگ کوک : آروم آروم نترس آسیبی بهت نمیزنم
ا/ت : چاقویی که بغلم بود رو برداشتم و رفتم عقب( کاری که انجام داد) ت.
.و ...تو ... دقی........ دقیقاً ...... چ ...... چی ..... هس....تی؟( نکلت)
جونگ کوک : اول از همه آروم باش من یه خوناشامم و تو باید آروم باشی اگر آروم نباشی دوباره خونتو می خورم
ویو ا/ت
خیلی تر سیده بودم واقعاً الان یه خوناشام جلوی من وایساده آخه کی فکرشو می کرد که استاد جعون خوناشام باشه واقعاً خیلی ترسیده بودم نمیدونستم باید چی کار کنم یه نفس عمیق کشیدم و سعی کردم آروم باشم
ا/ت:دهنتو بازکن!( و بلند میشه و چاقو رو می زاره روی گردنش)
جونگ کوک: چرا باید دهنمو باز کنم اون وقت؟( شکه)
ا/ت: میخوام ببینم واقعاً خوناشامی تا مراقب رفتار و حرف زدم باشم
جونگ کوک: آه باشه بیا( دهنش رو باز میکنه)
ا/ت:چه دندون هوایی دندون هاتو میدی من(شکه)« ریده شده تو اعصابم من می زنم شکه این می نویسه سکه😑😑😑🤣🤣🤣هعیییییییییییی)
جونگ کوک: آممممممم نه ولی بیا بشین رو مبل یه چیزی رو گردنته ( دروغ)
ا/ت: چی ؟
جونگ کوک : بیا بشین میخوام ورش دارم ( دروغ )
ا/ت: دست به من نمیزنیاااااا
جونگ کوک : باشه بابا می خوام خونتو بخورم حالا دراز بکش
ا/ت: نمی خوام درد داره ( بغض)
جونگ کوک: باشه باشه دراز بکش آروم می خورم
ا/ت: قول میدی( ذوق زده )
جونگ کوک: آره حالا دراز بکش
ا/ت: چشم ( آروم دراز می کشه)
جونگ کوک: خب حالا خودتو شل کن از هیچی هم نترس آروم انجامش میدم( روی ا/ت خیمه میزنم)
ا/ت: اوهوم
جونگ کوک : ( دندون های نیشش رو بیرون می یاره و گردن ا/ت رو لیس میزنه تا جای رگش رو پیدا کنه و آروم دندون های نیشش رو وارد گردن ا/ت کرد و آروم نیک میزنه)
ا/ت: آه... هق ..هق .... آر....وو......آروم......هق .....ت....هق ......تر .....هق ....آروم تر ........هق هق .....خیلی ......هق.....درد .....هق .....داره ....هق( به لباس جونگ کوک چنگ میزنه و گریه میکنه )
جونگ کوک : هیس آروم تموم شد تموم شد تموم بیا گریه نکن فدات شم تو باید از این ببد عادت کنی
ا/ت: هق .. هق... باشه تموم شد( اشکاش رو پاک میکنه )« بیحال »
جونگ کوک : آفرین خوب بیا این شکلات رو بخور تا حالت بد نشه ( بهش شکلات میده )
ا/ت: اوهوم ( شکلات رو می خوره ) میشه یه سوال به پرسم ؟( کیوت )
جونگ کوک : حتماً
ا/ت: من قراره تا ابد پیش شما بمونم ؟( کیوت و سوالی )
جونگ کوک : خب آره ولی ما به مادر و پدرت اطلاع میدیم ( لبخند و مهربون )
ا/ت : خب میشه چند تا سوال دیگه بپرسم ؟( کیوت و بامزه )
جونگ کوک : جونم
ا/ت: شما چند سالتونه ؟( کیوت )
جونگ کوک:۱۲۳ سال ( لبخند و مهربون )
ا/ت: چییییی؟( شکه و کیوت )
جونگ کوک : ۱۲۳ سال چیز عجیبیه می دونم ولی من چون خوناشامم عمرم زیاد
ا/ت : اهانننننن ....هن؟
جونگ کوک : هعیییییی
ا/ت: اصلاً ولش اسمت چیه ؟( بامزه )
جونگ کوک : جونگ کوک ( واکنش من :😐😐😐😐😐😐)
ا/ت: واووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو( تلخدا ناراحت نشید می خوام سریع تر این فیک و تموم کنم🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺)
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
پایاننننننننن 😀😀
ها 😈
هاها😈😈
هاهاها😈😈😈
هاهاهاها😈😈😈😈
هاهاهاهاها😈😈😈😈😈
هاهاهاهاهاها😈😈😈😈😈😈
بسه دیگه خدافظ🤣🤣
یه لحظه یه لحظه میرماااااا چقدر این پارت طولانی شد برید حال کنید چه ادمین خوبی دارید🙃🙃🙃💜💜💜
🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤
ویو جونگ کوک
ا/ت رفت داخل یه کوچه که کلاغم بال نمیزد از فرصت استفاده کردم و کوبوندمش به دیوار و دندون های میشم رو بیرون آوردم به لیس از گردنش زدم تا بتونم رگش رو پیدا کنم و دندون های نیشم رو وارد گردنش کردم و از خونش مکیدم که دیدم بدنش شل شد و داشت میافتاد و گرفتمش بیهوش شده بود براید استایل بغلش کردم و زنگ زدم بادیگارد و بهش گفتم بیاد دمبالمون و بادیگارد اومد دمبالمون و ا/ت رو گذاشتم تو ماشین و خودمم نشستم و به بادیگارد گفتم بره خونه زمانی که رسیدم از/ت رو گذاشتم داخل اتاق خودم و رفتم و یه دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون لباس هام رو پوشیدم و رفتم پایین و یه فیلم سینمایی ترسناک زدم داشتم میدیدم که دیدم ا/ت اومد پایین و اومد بغلم نشست
ا/ت: استاد ... من اینجا چی کار میکنم ؟( تعجب)
جونگ کوک: تو داخل خونه ی منی و قراره تا ابد اینجا زندگی کنی ! چیزی واقعاً یادت نمیاد؟!
ا/ت: امروزم رو مرور کردم و یادم افتاد چه اتفاقی افتاده( تو ذهنش) ترسیدم و رفتم عقب و یه جیغ بنفش زدم
جونگ کوک : آروم آروم نترس آسیبی بهت نمیزنم
ا/ت : چاقویی که بغلم بود رو برداشتم و رفتم عقب( کاری که انجام داد) ت.
.و ...تو ... دقی........ دقیقاً ...... چ ...... چی ..... هس....تی؟( نکلت)
جونگ کوک : اول از همه آروم باش من یه خوناشامم و تو باید آروم باشی اگر آروم نباشی دوباره خونتو می خورم
ویو ا/ت
خیلی تر سیده بودم واقعاً الان یه خوناشام جلوی من وایساده آخه کی فکرشو می کرد که استاد جعون خوناشام باشه واقعاً خیلی ترسیده بودم نمیدونستم باید چی کار کنم یه نفس عمیق کشیدم و سعی کردم آروم باشم
ا/ت:دهنتو بازکن!( و بلند میشه و چاقو رو می زاره روی گردنش)
جونگ کوک: چرا باید دهنمو باز کنم اون وقت؟( شکه)
ا/ت: میخوام ببینم واقعاً خوناشامی تا مراقب رفتار و حرف زدم باشم
جونگ کوک: آه باشه بیا( دهنش رو باز میکنه)
ا/ت:چه دندون هوایی دندون هاتو میدی من(شکه)« ریده شده تو اعصابم من می زنم شکه این می نویسه سکه😑😑😑🤣🤣🤣هعیییییییییییی)
جونگ کوک: آممممممم نه ولی بیا بشین رو مبل یه چیزی رو گردنته ( دروغ)
ا/ت: چی ؟
جونگ کوک : بیا بشین میخوام ورش دارم ( دروغ )
ا/ت: دست به من نمیزنیاااااا
جونگ کوک : باشه بابا می خوام خونتو بخورم حالا دراز بکش
ا/ت: نمی خوام درد داره ( بغض)
جونگ کوک: باشه باشه دراز بکش آروم می خورم
ا/ت: قول میدی( ذوق زده )
جونگ کوک: آره حالا دراز بکش
ا/ت: چشم ( آروم دراز می کشه)
جونگ کوک: خب حالا خودتو شل کن از هیچی هم نترس آروم انجامش میدم( روی ا/ت خیمه میزنم)
ا/ت: اوهوم
جونگ کوک : ( دندون های نیشش رو بیرون می یاره و گردن ا/ت رو لیس میزنه تا جای رگش رو پیدا کنه و آروم دندون های نیشش رو وارد گردن ا/ت کرد و آروم نیک میزنه)
ا/ت: آه... هق ..هق .... آر....وو......آروم......هق .....ت....هق ......تر .....هق ....آروم تر ........هق هق .....خیلی ......هق.....درد .....هق .....داره ....هق( به لباس جونگ کوک چنگ میزنه و گریه میکنه )
جونگ کوک : هیس آروم تموم شد تموم شد تموم بیا گریه نکن فدات شم تو باید از این ببد عادت کنی
ا/ت: هق .. هق... باشه تموم شد( اشکاش رو پاک میکنه )« بیحال »
جونگ کوک : آفرین خوب بیا این شکلات رو بخور تا حالت بد نشه ( بهش شکلات میده )
ا/ت: اوهوم ( شکلات رو می خوره ) میشه یه سوال به پرسم ؟( کیوت )
جونگ کوک : حتماً
ا/ت: من قراره تا ابد پیش شما بمونم ؟( کیوت و سوالی )
جونگ کوک : خب آره ولی ما به مادر و پدرت اطلاع میدیم ( لبخند و مهربون )
ا/ت : خب میشه چند تا سوال دیگه بپرسم ؟( کیوت و بامزه )
جونگ کوک : جونم
ا/ت: شما چند سالتونه ؟( کیوت )
جونگ کوک:۱۲۳ سال ( لبخند و مهربون )
ا/ت: چییییی؟( شکه و کیوت )
جونگ کوک : ۱۲۳ سال چیز عجیبیه می دونم ولی من چون خوناشامم عمرم زیاد
ا/ت : اهانننننن ....هن؟
جونگ کوک : هعیییییی
ا/ت: اصلاً ولش اسمت چیه ؟( بامزه )
جونگ کوک : جونگ کوک ( واکنش من :😐😐😐😐😐😐)
ا/ت: واووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو( تلخدا ناراحت نشید می خوام سریع تر این فیک و تموم کنم🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺)
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
پایاننننننننن 😀😀
ها 😈
هاها😈😈
هاهاها😈😈😈
هاهاهاها😈😈😈😈
هاهاهاهاها😈😈😈😈😈
هاهاهاهاهاها😈😈😈😈😈😈
بسه دیگه خدافظ🤣🤣
یه لحظه یه لحظه میرماااااا چقدر این پارت طولانی شد برید حال کنید چه ادمین خوبی دارید🙃🙃🙃💜💜💜
- ۶۰.۳k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط