{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷

پارت ۷
🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤

جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکش
ا/ت: نمیخوام ( اخم کیوت )
جونگ کوک: کیوت ، نگران نباش بیا دراز بکش کاری نمیکنم
ا/ت: قول ؟( کیوت )
جونگ کوک: قول
ا/ت: ملسی ( کیوت )
جونگ کوک: خواهش

ویو ا/ت

رفتم و دراز کشیدم رو تخت و جونگ کوکم اومد رو تخت و دراز کشید و به جهت مخالف جونگ کوک
چرخیدم که جونگ کوک منو بغل کرد و از پشت بهم چسبید و دیگش رو بهم چسبوند

ا/ت: چیکار می‌کنی ؟( ترس و شکه )
جونگ کوک: نترس کاری باهات ندارم
ا/ت: هوفففففف باشه
جونگ کوک: آفرین بچه ی خوب
ا/ت: باشه حالا بیا بخوابیم ( من چکارم من یک راویم 💁🏻‍♀️🤣 )
جونگ کوک: اوه چه سریع کوتاه اومدی
ا/ت: آخه خوالم میاد ( خواب آلود و خمیر بازه کشیدن)« نمی‌دونم خمیر یازه چه شکلی نوشته دیگه به بزرگی ی خودتون ببخشید 🙏🏻 🤣 »
جونگ کوک: آآهانن ( بعداً مدل گفتنش رو براتون می‌زارم )
ا/ت:آره خلاصه بیا بخوابیم
جونگ کوک: اوک

ویو راوی :

و هردو به به خواب عمیق فرو رفتن ، میگما داره به ذهن خطوط می‌کنه جونگ کوک رو وسط فیک بکشم آخه جونگ کوک نقش اصلیه😈😈
حیحیحااااااااااااااااااااااا😈😈😈
دیدگاه ها (۷)

پارت ۸🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤‌ویو جونگ کوک🖤صبح با نوری که به ...

پارت ۹🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤ا/ت: تروخدا بزار یکم دیگه بخوابم...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

پارت ۵🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ادامه ی ویو جونگ کوکنور خیلی روش...

شروع فعالیت🌀❤️#ارباب_من#پارت_شیشدکتر: جونگ کوک دختر عموت یه ...

شوهر اتفاقی

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط