رفته بودم سفری، سمت دیار شهدا
رفته بودم سفری، سمت دیار شهدا
که طوافی بکنم گرد مزار شهدا
به امیدی که دل خسته هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمهی چشم
شرمگینم که نشد اشک، نثار شهدا
خشکی چشم عطش خورده، از آنجاست که من
آبیاری نشدم، فصل بهار شهدا
چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق
کاش میشد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من این است
که به خاکم بسپارید کنار شهدا
که طوافی بکنم گرد مزار شهدا
به امیدی که دل خسته هوایی بخورد
متبرک شود از گرد و غبار شهدا
هر چه زد خنجر احساس به سرچشمهی چشم
شرمگینم که نشد اشک، نثار شهدا
خشکی چشم عطش خورده، از آنجاست که من
آبیاری نشدم، فصل بهار شهدا
چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق
کاش میشد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من این است
که به خاکم بسپارید کنار شهدا
- ۸۰۴
- ۳۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط