{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود.
دیدگاه ها (۶)

( دست نوشته های فروغ فرخزاد)"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد.....

سنگــــــدل ترین آدم روی زمین هم که باشی یک لحظـه..... یک آن...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو نوشتن مرا ک...

فـرقی نـمیکند کـه گـودال آب کـوچکی بـاشی،یـا دریـای بیـــکرا...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

نصرالله عسگری شاعر دورودی

مهدی اخوان ثالثموجها خوابیده اند ، آرام و رامطبل طوفان از نو...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط