{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌ تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌ است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود!
دیدگاه ها (۱)

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ها...

چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان ،‌نهان شده در جس...

نتوان گفت که این قافله وا می ماند خسته و خفته از این خ...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

نصرالله عسگری شاعر دورودی

مهدی اخوان ثالثموجها خوابیده اند ، آرام و رامطبل طوفان از نو...

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ ...

«حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ ...

تئومان خیلی قشنگ به دنیز اهمیت میده :))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط