{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناصح زبان گشود

ناصح زبان گشود
که تسکین دهد مرا

نام تو برد و باعث
صد اضطراب شد....

#هلالی_جغتایی
دیدگاه ها (۱)

گر هزاران دام باشد در قدمچون تو با مایی نباشد هیچ غم....#مول...

خیلی چیزها را نگفتن، معرفت می خواهد نه طاقت.طاقت یه روزی تمو...

عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگکه به عمری نتوان دست در ...

محبوبم!یادمان باشد قرار ما حوالیِ عطر سیب هاست.شما نباشید در...

من کیستم که بهر تو جان را فدا کنم؟ای صد هزار جان مقدس فدای ت...

لبت مرا به غزل‌های نوجوانی بردبه عشق‌های زمينی وآسمانی بردشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط