{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرتا سر خیال من نقاشیای کاشیاش سرد می شن و ناز می کنن

سرتا سر خیال من نقاشیای کاشیاش سرد می شن و ناز می کنن

مستا شبا تو کوچه هاش هوای آواز می کنن

هوا هر وقت که بارونی است تو فکر من چراغونیست

پرم از خاطرات تو همونایی که می دونی

مگه یادم می ره یک دم تا هر وقتی که من زنده ام

تو بانی یه مشت شعری هم الان هم در آینده ام

دلم می خواد بیام پیشت بزارم سر بر روی دوشت

بگم می میرم از عشقت برم گم شم تو آغوشت

من و تو زیر بارون بود به جون هم قسم خوردیم

تو چشم هم نگاه کردیم ، نگاه کردیم از عشق مردیم

سرتاسر خیال من هزار تا باغ دلگشاست

هزار عشق دم بخت منتظر یه پاگشاست

تو سرسراش یه مثنوی راز و نیاز معنوی

پس تو کجایی ابدی کجای این تیره شبی

رو ایه های بارونی نوشتم بسته به تو جونمو سرنوشتم

تو مظهر تحملی تو ماهی عشق منی برام تو تکیه گاهی

سرتا سر خیال من نقاشیای کاشیاش سبز می شن و ناز می کنن

مستا شبا تو کوچه هاش هوای آواز می کنن

شمایل جمال تو قلبم و روشن می کنه

نمی دونی که عشق تو چکاری با من می کنه
دیدگاه ها (۱)

شعر و غزل

‏ولی یه‌ روز همتون می فهمید دوست‌داشتن آدما فقط به این بستگی...

@nphotography

ادامه پارت ۵۳

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞¹شب از نیمه گذشته بود.شما هنوز برنگشته بودین خو...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

#کپشن

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط