{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلمات، تنها ویترینِ کوچکی برای پنهان کردنِ اقیانوسِ ناگفت

کلمات، تنها ویترینِ کوچکی برای پنهان کردنِ اقیانوسِ ناگفته‌ها هستند. در یک خداحافظیِ تلخ، آنجا که لب‌ها باز می‌شوند تا بگویند «مراقبِ خودت باش»، حقیقت در کلام نیست؛ حقیقت در آن سکوتِ ممتد و سنگینی است که پیش از ادایِ واژه‌ها، فضا را اشغال کرده است. آن مکثِ کوتاه، حاویِ تمامِ التماس‌ها و فریادهایی است که هیچ الفبایی تابِ تحملشان را ندارد.

ما اغلب به اشتباه، واژه‌ها را حاملِ معنا می‌دانیم، حال آنکه آن‌ها تنها پوسته هستند. معنایِ اصلی، در معماریِ سکوتِ بینِ جملات نهفته است؛ همان‌جایی که روح، بی‌واسطه و عریان، حرفش را می‌زند.

عمیق‌ترین پیوندها نه در گفت‌وگو، که در لایه‌هایِ سکوت بنا می‌شوند. کلمات، ظرف‌های کوچکی هستند که در هجومِ احساس، سرریز می‌کنند؛ اما سکوت، اقیانوسی است که می‌تواند تمامِ دردهایِ یک خداحافظی را در خود غرق کند. حقیقت، همان چیزی است که وقتی زبان از حرکت می‌ایستد، در نگاه‌ها جریان می‌یابد.

بزرگترین هنرِ ارتباط، شنیدنِ آن چیزی است که گفته نمی‌شود. در یک «سلامِ» دوباره یا یک «وداعِ» همیشگی، همیشه آن‌چه در گلو می‌ماند، اصیل‌تر از آن چیزی است که به زبان می‌آید. ما در مکث‌ها، بیش از جمله‌ها، خودمان هستیم.
دیدگاه ها (۰)

ترسناک‌ترین زندان، اتاقی است که درِ آن قفل است، اما دیوارهای...

تنِ ما، نه یک کالبدِ ساده، که نقشه‌ی فتوحاتِ ماست. هر زخم، ن...

نمیتوانم بتو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط