{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب گفته بودید از شیطان کش بنویس و خواسته بودید که از سانم

خب گفته بودید از شیطان کش بنویس و خواسته بودید که از سانمی باشه پس بریم

Part 1 تک پارتی 👁️👄👁️

سانمی با سرعت داشت به سمت روستای کوچکی که باید شیطان را در آن میکشت می رفت .

با تأخیر بالا خره توانست خودش رو برسونه ولی دیر کرده بود افراد زیادی زخمی شده بودن و شیطان در تلاش بود تا یک مرد رو با خودش ببره ، به کجا ؟نمیدونم
ولی موفق نشد و سانمی همراه مرد به روستا برگشت عجیب بود کسی نمرده بود ولی زخمی ؟ اره خیلی ها زخمی شده بودند
بین جمعیت دختری توجه شو جلب کرد یا کیمونوی ساده داشت به زخمی ها رسیدگی‌ میکرد ولی این اهمیتی نداشت چیزی که توجه پسر مو سفید رو جلب کرده بود چهره ی آشنای او بود .

به خاطر آورد چند سال پیش او دختری را نجات داده بود ولی در خیلی نجات دستش زخمی شده بود همان دختر زخم او را خوب کرده بود ، از همون موقع چیزی در قلب سانمی تغییر کرده بود ولی خوش هم نمی‌دانست یعنی نمی‌خواست قبول کند که بعد از کانائه عاشق دختری دیگر بشود.
اما چیزی بد تر از اون این بود که بعد از اون شب دیگر نتوانسته بود دختر را پیدا کند دختر بعد از تشکر و خداحافظی دیگر غیب شده بود .

چشم هایش چشم های سیاهی داشت که هر چه بیشتر بهش نگاه میکردی بیشتر در آن غرق می شدی (چقدر ادبی داره میشه ها معلم ادبیات کجایی اینو بخونی😐)
بعد از کمی پرسو جو فهمید که بله دختره دکتره و در آن روستا زندگی میکنه.

ولی سانمی باید برمیگشت مأموریت دیگری داشت ولی واقعا میتونست دوباره عشقش رو از دست بده و تا سال ها اونو نبینه ؟

عرضم به حضورت نه رفت و باهاش حرف زد🤌👍
و قرار شد هفته بعد همون موقع همون کنار روستا ببینن و اره دیگه چی عرض کنم داستان این دو مرغ عشق شروع شد دیگه 🫠🕊️








حمایت یادت نره دارم درخواستی همه تون رو مینویسم ولی چه عرض کنم دارم فکر میکنم دیگه وقت می واد ولی چون اولین درخواست مال شیطان کش بود دیگه اون رو اول شروع کردم به ترتیب 👌
دیدگاه ها (۲۲)

خب دوستان توی یکی از استوریام گفته بودم باز میخواید مثل این ...

استوری درخواستی

برونز 😩❤️‍🔥کم کم میخوام نوشتن رو ادامه بدم درخواستی هاتون رو...

سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه باید عرض کنم که ویس نمی...

خب....

خب.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط