{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوبت عاشقی من شد و بازاری نیست

نوبت عاشقی من شد و بازاری نیست
وای برمن که در این شهر خریداری نیست

گشته ام باغ خیالات نظر را تا صبح
همه خوابند و در این غمکده بیداری نیست

عقل گوید که دل آزار تو را حسی هست؟؟
این چه حسی است که در خون ورگش جاری نیست

آنقدر دور شدی ،محو شدی از نظرم
که در این فاصله افتادم و اصراری نیست

بسته ام بار سفر را که روم از دل تو
که تو از بند دل آزادی و اجباری نیست
دیدگاه ها (۴)

our mistake (part 6)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "38""ویو جئون آنجلینا"بعد ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

پارت ۹

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط