{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به پنجره نگاه می کنم.

به پنجره نگاه می کنم.
به باران نگاه می کنم.
به پاییز نگاه می کنم،

تو نیستی...
از تو گفتن، حتی در تخیّلِ
واژه هم نمی گنجد.

من
اشتهای دیدن دارم.
اشتهای خیس شدن دارم.
اشتهای قدم زدن دارم.

تو نیستی... وَ
زیباترینِ کلام ها
غلت می خورند به رویِ آرزوهایی که
تهِ درّه را
نشانه رفته است.

سزای دیدن همین است:
سزای بودن همین است:
سزای ماندن همین است:

من به اشتیاق کسی نشسته ام که
وزن نگاه مرا نادیده گرفت؛
به انتظار کسی که
قافیه ها را بهم ریخت.

عدالت نیست تقاص نبودن های تو را ،
چشم هایی بدهند که گناهانشان
انتظار است.

چه بی رحمانه رفتی!
چه عاشقانه تمام می شوم...
دیدگاه ها (۱)

خیلی قشنگه ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ..ﺍﮔﻪ ﺑِﺸﮑﻨﻪ، ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﭼَﺴﺒﯽ نِمیشه ﺩُﺭﺳﺘﺶ...

صورت گل را شبیه ماه مادر می کشمجای دست مادرم بال کبوتر می کش...

چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارمکه محض لحظه ای لبخن...

تقدیم به شما خوبان سلام ای ضامن آهو رضا:سلام ای مظهر یاهو رض...

«سجاده‌ای که خالی ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

۱۰۰ تا دلیل که تورو دوست دارم:)https://wisgoon.com/neymar_nj...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط