{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
هزارجان عزیزت فدای جان ای دوست

چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم
که یاد می‌نکند عهد آشیان ای دوست

گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت؟
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست

دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست

تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست

#سعدی
دیدگاه ها (۰)

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریموین یکدم عمر را غنیمت شمریمفردا...

بلندا سرما که گر غرق خونشببینی، نبینی تو هرگز زبونشسرافراز ب...

عزيز من!خوشبختى، نامه‌اى نيست كه يكروز، نامه‌رسانى، زنگ درِ ...

عشق کودکانه از این اصل پیروی میکند که:" من دوست دارم چون دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط