{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی قهر،

گاهی قهر،
گاهی عصبانی،
گاهی بی اعتنا،
تو را نمی دانم ولی اگر من بودم،
در این دنیای بی مهر،
کسی که همه ی اینها را روی سرش آوار میکردم و باز هم تا صدایش می کردم
می گفت: " جانم " را به این آسانی از دست نمی دادم..
دیدگاه ها (۴)

زنبورها را مجبور کرده‌ایم ،از گل‌های سمی عسل بیاورند !و گنجش...

تنها دو چشم!تنها دو چشم داشتم،دو دریچه‌ی کوچک و اینبرای دنبا...

مرا محتاجِ رحم این و آن کردیملالی نیست!تو هم محتاج خواهی شدج...

ما یک نفر را داریم که نداریمش!می‌دانید چه می‌گویم؟دوستش داری...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط