{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی قهر،

گاهی قهر،
گاهی عصبانی،
گاهی بی اعتنا،
تو را نمی دانم ولی اگر من بودم،
در این دنیای بی مهر،
کسی که همه ی اینها را روی سرش آوار میکردم و باز هم تا صدایش می کردم
می گفت: " جانم " را به این آسانی از دست نمی دادم..
دیدگاه ها (۴)

زنبورها را مجبور کرده‌ایم ،از گل‌های سمی عسل بیاورند !و گنجش...

تنها دو چشم!تنها دو چشم داشتم،دو دریچه‌ی کوچک و اینبرای دنبا...

مرا محتاجِ رحم این و آن کردیملالی نیست!تو هم محتاج خواهی شدج...

ما یک نفر را داریم که نداریمش!می‌دانید چه می‌گویم؟دوستش داری...

می‌دانم بودنم برایت جهنم بود...می‌دانم که بارها آزارت دادممت...

⁨⁨بسیار سوزناک حتما بخوانید👇🏼💔😭خون از لبان چاک چاکش پاک می ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط