زنبورها را مجبور کردهایم

زنبورها را مجبور کرده‌ایم ،
از گل‌های سمی عسل بیاورند !
و گنجشکی که سال‌ها ،
بر سیم برق نشسته
از شاخه‌های درخت می‌ترسد !
با من بگو چگونه بخندم ؟
هنگامی که دور لبهایم را
مین‌گذاری کرده‌اند !
ما کاشفان کوچه‌های بُن‌بستیم
حرف‌های خسته‌ای داریم ،
این‌بار ، پیامبری بفرست ،
که تنها گوش کند .
دیدگاه ها (۴)

تنها دو چشم!تنها دو چشم داشتم،دو دریچه‌ی کوچک و اینبرای دنبا...

شنیدی میگن ان شالله خونه دلت بزرگ باشه؟! بعضی ها خونه زندگیش...

گاهی قهر،گاهی عصبانی،گاهی بی اعتنا،تو را نمی دانم ولی اگر من...

مرا محتاجِ رحم این و آن کردیملالی نیست!تو هم محتاج خواهی شدج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط