{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-پرده ها را کنار میزنم

-پرده ها را کنار میزنم
آفتاب به چشمانم حمله میکند
صدای سواران هزار پاره
آنقدر دور
آنقدر دور
درست پشت کاناپه
چشم هایم را از زیر آوار بیرون میکشم
دوباره خون از زیر کاناپه اتاق را شب میکند...

#الیاس_رضوانپناه
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

غم آستین هایش را بالا زدهو حیرت زده به تن اندوهگین زندگی در ...

مُرده ها را می دانیم کجا می رَوَند. اما زنده ها..!؟ دوری آنه...

جرعه ای آب، نداشت خالی از خستگی و حرف و سخن پی مهتاب میگشت پ...

نه! کاری به کار عشق ندارم من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر در ای...

سردرد

سلاممممم میدونم پارت قبلی مزخرف بود ولیبه این پارت حس خوبی د...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط